X
تبلیغات
رایتل

بـه نسـیمی هـمه ی راه بـه هـم می ریـزد


کـی دل سنگ تـو را آه بـه هـم می ریـزد


سنگ در بـرکه می انـدازم و می پنـدارم


با همـین سنـگ زدن مـاه بـه هـم می ریـزد


عـشق ، بـر شانـه ی هـم چـیدن چـندیـن سنـگ است


گـاه می مـاند و نـاگـاه به هم می ریـزد


آن چـه را عـقل بـه یـک عـمر به دست آورده است


دل بـه یـک لحـظه ی کـوتـاه به هـم می ریزد


آه ! یـک روز هـمین آه تـو را مـی گـیرد


گـاه یک کـوه به یـک کـاه بـه هـم می ریـزد



تاریخ : شنبه 25 آبان 1392 | 20:25 | نویسنده : آذر | نظرات (0)