X
تبلیغات
رایتل

از آن شبی که به دل راز عشق حک کردی 

مرا دچار همین درد مشترک کردی 


و با نگاه صمیمی خویش ای زیبا ؛‌

بلور خاطر من را پر از تر ک کردی 


به یک اشاره خود گوش خسته دل را ، 

دوباره تشنه آواز نی لبک کردی 


چه سرنوشت عجیبی که بعد از این همه وقت ،

به ساده بودن قلبم دوباره شک کردی 


غروب بود که ناگه جدا شدی از من ،

و زخمهای دلم را پر از نمک کردی 


دوباره شعر قشنگی شده است میدانم :

تو در سرودن شعرم به من کمک کردی 



تاریخ : شنبه 2 آذر 1392 | 19:30 | نویسنده : آذر | نظرات (0)