X
تبلیغات
رایتل

دو شهر مانده به آواز قاصدک بی تو

شمارگان غزل می خورد محک بی تو

 

چقدر واژه هرگز نگفته می ماند

به روی وصله دستان پر ترک بی تو

 

تو از نهایت آن شهر بوسه می آیی

قسم به شاعری بال شاپرک بی تو

 

من آسمان بدون تو را نمی خواهم

قطار حوصله ها هم بدون شک بی تو

 

شبیه نقطه ی کوری در آخر قصه

شبیه دود چراغ دو مردمک بی تو

 

که از نجابت هر ساله ات چه می فهمند

هزار و یکصدوهفتادوکم کمک بی تو

 

تمام بچگیم را به دست می گیرند

کشیده بغض جهان را به نی لبک بی تو

 

زمین به دور خودش بی نتیجه می چرخد

و روی زخم تنش می زند نمک بی تو

 

نگاه یخ زده اش را به جمعه می دوزد

دو شهر مانده به آواز قاصدک بی تو



تاریخ : شنبه 25 آبان 1392 | 01:16 | نویسنده : آذر | نظرات (0)