X
تبلیغات
رایتل

گفتم  : که روی ماهت ، از من چرا نهان است ...


گفتا : تو خود حجابی ، ورنه رخم عیان است ! ...


گفتم : که از که پرسم ، جانانشان کویت ...


گفتا : نشان چه پرسی ، آن کوی بی نشان است ! ...


گفتم : مراغم تو ، خوشتر زشادمانی ...


گفتا : که در ره ما ، غم نیز شادمان است ! ...


گفتم که سوخت جانم ، از آتش نهانم ...


گفت آنکه سوخت او را ، کی ناله یا فغان است ! ...


گفتم : فراق تا کی گفتا که تا توهستی ! ...


گفتم : نفس همین است گفتا سخن همان است ! ...


گفتم : که حاجتی هست ، گفتا بخواه از ما! ...


گفتم : غمم بیفزا ، گفتاکه رایگان است ! ...


گفتم : زفیض بپذیر ، این نیم جان که دارد ...


گفتا : نگاه دارش ، غمخانه تو جان است !...




تاریخ : جمعه 24 آبان 1392 | 01:55 | نویسنده : آذر | نظرات (0)