X
تبلیغات
رایتل
من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز
که انعطاف تو ،یکسان نشسته در هر چیز
 
تفاهمی است – میان ومن و تو و گل سرخ
رفاقتی است – میان تو و من و پاییز
 
به فصل فصل تو معتادم، ای مخدر من !
به جوی تشنه ی رگهای من ، بریز بریز
 
نه آب و خاک – که آتش ، که باد- می داند
چه صادقانه تو با من نشسته ای، من نیز
 
اسیر سحر کلام تو ام ، بگو: بنشین
مطیع برق پیام توام ، بگو : برخیز
 
مرا به وسعت پروازت ای پرنده ! مخوان
که وا نمی شود این قفل با کلید گریز


تاریخ : سه‌شنبه 21 آبان 1392 | 10:48 | نویسنده : آذر | نظرات (0)