X
تبلیغات
رایتل
تو بهار زندگیم وقتی شکوفه ها رو سرم ریخت باعث شد از خودم بی خود بشم.

اون موقع که تو رو دیدم یادته؟

 یادته وقتی زیر رگبار بهاری با هم عاشقونه

 مست و دیوونه

 بی خیال دنیا

 از عطر گل  بوسه های بهاری سیراب می شدیم؟

یادته تابستون؟ وقتی از گرمای خورشید عشق داغ می شدیم؟

با هم تا اون سر دشت خیال می دویدیم. اون میوه ی شیرین رو یادته؟

تو به من میوه ی ششیرین عشق رو دادی و گفتی تا آخر عمر کنارتم.

تب هوا قلبم رو آتیش میزد. آتیش عشقم تند بود و تو ازش ترسیدی یادته؟

یادته اولین برگ زرد رو؟ رقصید و رقصید

با ناز از سر درخت اومد و رو دامن من افتاد.

اون موقع بود که گفتی می رم و زود بر می گردم.

تو رفتی...

یادته؟

 اما یادت نیست وقتی اشکای  من شد بارون پاییز

من از دوری تو مثل باد به همه جا سر زدم

به خودم پیچیدم و ناله کردم...

 یادت نیست وقتی دونه های برف گرد پیری رو روی موهام ریخت.

تو دلم گفتم عیبی نداره باز دوباره بهار میاد

باز دوباره تو میای

                                                            اما تن خسته ی من دیگه بهار رو ندید!


تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1392 | 18:43 | نویسنده : آذر | نظرات (0)