X
تبلیغات
زولا
دوستان! مژده که سامان و سرى یافته‏ام
چاره از بهر دل در به درى یافته‏ام

با یکى دلبر خوش منظر سرتاپا خوب
چشم بد دور، که سرّى و سرى یافته‏ام

جلوه‏ها از گل رخسارِ تر و تازه او
هر زمان، تازه‏تر از تازه‏ترى یافته‏ام

زان حقیقت، که نهان در کَنَف بى‏خبرى‏ست
به مددکارىِ جانان، خبرى یافته‏ام

پرفشان گردم از این پس به هواى ملکوت
که ز عشق رخ او، بال و پرى یافته‏ام

زندگى در نظرم رنگ دگر یافت که من
لوح اندیشه، به نقش دگرى یافته‏ام

پیش نااهل چه گویم، که ز گنجینه راز
چه گرانمایه و تابان گهرى یافته‏ام

تا شدم معرفت اندوزِ رهِ عشق، «ادیب»
در دل از پرتو عرفان، اثرى یافته‏ام


تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1392 | 15:03 | نویسنده : آذر | نظرات (0)